معنی بنیادگری
4 بازدید
[ بُ گَ ] (حامص مرکب) عمل و شغل بنیادگر. بنایی. معماری. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بنیادگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر