معنی بنیادگر
4 بازدید
[ بُ گَ ] (ص مرکب) معمار. (آنندراج). بنّا. معمار. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بنیادگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر