معنی بنیادسنجی
4 بازدید
[ بُ سَ ] (حامص مرکب) ژرف نگری. نکته سنجی. دقت. عاقبت اندیشی : کسانی که از بازوی چاره سنج ز بنیادسنجی کشیدند رنج. امیرخسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بنیادسنجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر