معنی بنیادسنج
5 بازدید
[ بُ سَ ] (نف مرکب) ژرف نگر. نکته سنج. دقیق. (فرهنگ فارسی معین). عاقبت اندیش : چه زیرک شد آن مرد بنیادسنج که ویرانه را ساخت باروی گنج.نظامی.
کلمات همقافیه با «بنیادسنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر