معنی بنومنجم

معنی بنومنجم

6 بازدید
[ بَ مُ نَ جْ جِ ] (اِخ) یا آل منجم. خاندان و اولاد و احفاد ابومنصور ابان، حسیس بن وریدبن کادبن مهابنداد حساس بن فروغ دادبن استادبن مهرحسیس بن یزدجرد. یحیی مکنی به ابوعلی پسر ابومنصور ابان، منجم مأمون خلیفه است. و بدست همین خلیفه قبول مسلمانی کرده. محمد و علی و سعید و حسن پسران اویند. و علی پسر یحیی را سه فرزند بود. احمد، ابوعیسی، عبداللََّه، ابوالقاسم یحیی، ابواحمد، هارون، ابوعبداللََّه و هارون را بنام ابوالحسن پسری است و هر یک را فرزندانی که من جمله آنها اینانند: ابواحمد یحیی بن علی بن یحیی بن ابی منصور (۲۴۱ -۳۰۰ هـ . ق .) از خاندان بنی منجم و از نسل یزدگردبن شهریار آخرین پادشاه ساسانی بود. وی ندیم موفق برادر خلیفه معتمد علی اللََّه بود و نزد مکتفی مرتبهٔ بلند داشته. متکلم معتزلی بود و با متکلمین در حضور مکتفی مباحثه کرده. در هفدهم ربیع الاول سال ۳۰۰ هـ . ق . درگذشت. کتاب باهر در اخبار شعرای مخضرمی را تصنیف کرده و کتب دیگر در کلام بمذهب اعتزال داشته است. فرزند او ابوالحسن احمد نیز ادیب و دانشمند بوده و در کلام و فقه بر مذهب ابوجعفر طبری میرفته است. کتاب باهر خفیف پدر خود را تکمیل کرده و هم کتابی در اخبار خاندان خود و نسب آنها در فرس و کتب دیگر در فقه و تأیید مذهب طبری نگاشته است. ابوعبداللََّه هارون بن علی برادر احمد صاحب ترجمه (وفات ۲۸۸ هـ . ق .) ادیب و فاضل بود. کتاب بارع در اخبار شعرا و منتخبات اشعار آنها تألیف کرده مشتمل بر ۱۶۱ شاعر مشهور. و گویند آنچه دیگران در این تألیف کرده اند، فرع او است. ابوالحسن علی فرزند هارون (۲۷۷ -۳۵۲ هـ . ق .) ادیب و شاعر و با صاحب بن عباد معاشرت داشت. صاحب از او احترام میکرد. کتبی تصنیف کرده از آن جمله کتاب النیروز و المهرجان، کتاب در نسب خاندان خود، کتاب در رد خلیل بن احمد فی العروض، کتاب شهر رمضان بنام رضی باللََّه، کتابی در معارضهٔ ابوالفرج اصفهانی موسوم به اللفظ المحیط بنقض القط به اللقیط. (از وفیات الاعیان).

کلمات هم‌قافیه با «بنومنجم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید