معنی بنفش

معنی بنفش

6 بازدید
[ بَ نَ ] (ص، اِ) کبودرنگ و نیلگون. (غیاث). بنفشه رنگ. (آنندراج). رنگ کبود مانند رنگ گل بنفشه. (ناظم الاطباء). کبود. (شرفنامهٔ منیری). رنگی است فرعی که از ترکیب دو رنگ اصلی قرمز و آبی بدست آید. (فرهنگ فارسی معین). رنگی چون رنگ پوستِ بادنجان. (یادداشت بخط مؤلف): یکی شیرپیکر درفش بنفش درافشان گهر در میان درفش.فردوسی. همه جامه ها سرخ و زرد و بنفش شهنشاه با کاویانی درفش.فردوسی. ماه منیر صورت ماه درفش تست روز سپید سایهٔ چتر بنفش تست.فرخی. زده هم برش گاوپیکر درفش سپر زرد و برگستوان بنفش.اسدی. زان تیغ کان بنفش تر است از پر مگس منقار کرکسان فلک میهمان اوست.خاقانی. ستاده ملک زیر زرین درفش ز سیفور بر تن قبای بنفش. نظامی (از آنندراج). گویند برگ سبز شود اطلس بنفش آری شود ولیک بخون جگر شود. نظام قاری. - بنفش کردن؛ کبود کردن. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). || نوعی از جواهر کریمه . (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). نوعی از احجار کریمه و آن چهار گونه است. ماذینی و آن سرخ روشن است. و رطب و آن سرخی سیر است و بنفسجی و آن سیاهی است که بسرخی کمی زند و پرطاوسی و کمی مایل به کبودی است. و سیادشت و آن زردی روشن است. (یادداشت بخط مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «بنفش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید