معنی بنفسجی
6 بازدید
[ بَ نَ سَ ] (اِ) نوعی از جوهر موسوم به بنفش و آن سیاهی است که به سرخی زند. پرطاوسی با کمی کبودی. سرمه ای است که در آب ریزهٔ چشم و تاریکی آن سود دارد. (یادداشت بخط مؤلف). || بگفتهٔ بعضی از گوهرشناسان، لونی است در یاقوت میانهٔ ارجوانی و لحمی. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «بنفسجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر