معنی بند کشیدن
6 بازدید
[ بَ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) تکه و بند ازار را در نیفهٔ شلوار و جز آن جای دادن. || پر کردن فاصلهٔ میان دو آجر از گچ. || زندان را تحمل کردن. در بند و اسارت بودن : بی هیچ گنه چونکه در این دار بماندی بی هیچ گنه بند کشیدن دشوار است. ناصرخسرو (دیوان چ تقوی ص ۵۵).
کلمات همقافیه با «بند کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر