معنی بند ساختن
6 بازدید
[ بَ تَ ] (مص مرکب) گرفتار کردن. پای بند ساختن : بر آن دل شد که لعبی چند سازد بگیرد شاه نو را بند سازد.نظامی.
کلمات همقافیه با «بند ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر