معنی بند انداختن
5 بازدید
[ بَ اَ تَ ] (مص مرکب) کندن موی چهرهٔ زنان بوسیلهٔ بند (نخ). پیرایش موهای زاید صورت و ابرو. با بند کندن موی صورت و پای زنان. (فرهنگ فارسی معین). برکندن موی روی زن بوسیلهٔ رشته ای بطرز خاص. برکندن موی رخسار و ابروی و پای بطرز خاص.
کلمات همقافیه با «بند انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر