معنی بندرعباس
5 بازدید
[ بَ دَ رِ عَ بْ با ] (اِخ) بندری است که در کنار تنگهٔ هرمز، خلیج فارس را به بحر عمان متصل میسازد و آن تا زمان اخراج پرتغالیها بدست شاه عباس کبیر بنام «گمبرون» خوانده میشد. از آن پس بنام عباسی و بندرعباس معروف شد. و با ترقی بندر بوشهر بتدریج از اهمیت آن کاسته گردید. شهرستان بندرعباس جزو استان [ کرمان ] میباشد و جمعیت آن ۱۱۰۰۰ تن است. (فرهنگ فارسی معین). یکی از شهرستانهای استان هشت کشور است، سازمان شهرستان بندرعباس از بخشهای زیر تشکیل شده است: بخش مرکزی؛ شامل دهستانهای ایسین، فین، خمیر، شمیل. بخش سعادت آباد؛ شامل دهستان های سیاهو، احمدی، فارغان، طارم، دردگاه. بخش میناب؛ شامل دهستانهای رودان، رودخانه، سیریک، دهو، بهمنی، شهوار، پائین شهر، حومه. بخش قشم؛ جزایر قشم، هرمز، لارک و هنگام. بخش جاسک؛ شامل دهستان حومه و دهستان گایریک. جمعیت کل ۵ بخش که از ۶۳۹ آبادی تشکیل شده، در حدود ۲۰۱۱۵۹ تن است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «بندرعباس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر