معنی بنادقالبذور
4 بازدید
[ بَ دِ قُلْ بُ ] (ع اِ مرکب) تخم خیار. تخم خیار بادرنگ. تخم کدوی شیرین. تخم خرفه. بوخله. تخم خشخاش. نشاسته. کتیرا. رب السوس. بزرالبنج الابیض. تخم خربزه. صمغ. دم الاخوین. کندر. افیون. تخم کرفس. مغز بادام شیرین. گل ارمن. پوست خشخاش : و اگر هر سه روز یا هر دو روزی، بنادق البذور دهند با جلاب... صواب باشد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی) (از یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «بنادقالبذور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر