معنی بنات‌نعش

معنی بنات‌نعش

5 بازدید
[ بَ تِ نَ ] (اِخ) هفت اورنگ. بنات النعش. دو صورت فلکی که یکی را بنات نعش کبری و دیگری را بنات نعش صغری خوانند: حال ولایتی بمثال بنات نعش از مردم گریخته بر گرد چون پرن.فرخی. برکرده پیش جوزا و ز پس بنات نعش این همچو بادبیزن و آن همچو باب زن. عسجدی. متفرق بنات نعش از هم بهم اندرخزیده نجم پرک.مسعود سعد. همچون بنات نعشند ازهم گسسته اکنون قومی که بر خلافت بودند چون ثریا.معزی. زبهر حشمت او را، شده ست در شب و روز بنات نعش پرستار و بنده ابن ذکاش.سنائی. بود که روز اذ الشمس کورت بی نام بنات نعش فلک را بریده موی و مصاب. خاقانی. او رابعهٔ بنات نعش است خود رابعه کس چنان ندیده ست.خاقانی. زان فلکی کو بنات نعش همی زاد سعد سعودش سماک نیزه درآورد.خاقانی. مانا که نبودیم بوصلش خرسند کایزد چو بنات نعش مان بپراکند. (سندبادنامه ص ۱۶۲). پیرامن آن فلک نوردان پرگار بنات نعش گردان.نظامی. رجوع به صبح الاعشی ج ۲ ص ۱۶۳ و هفت اورنگ و بنات النعش و دب اکبر و اصغر شود.

کلمات هم‌قافیه با «بنات‌نعش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید