معنی بلکامه
5 بازدید
[ بُ مَ / مِ ] (ص مرکب، اِ مرکب) (از: بل +کامه) پرآرزو و بسیارکام. (برهان). بسیارکام. (آنندراج). آرزومند و مشتاق و دلگرم. (ناظم الاطباء). و رجوع به بُل شود: در پیش خود آن نامه چو بلکامه نهم پروین ز سرشک دیده جامه بر نهم. رودکی.
کلمات همقافیه با «بلکامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر