معنی بلومیة
4 بازدید
[ بَ یَ ] (اِخ) از قرای برخُوار از نواحی اصبهان (اصفهان) و نسبت بدان بَلومی شود. (از معجم البلدان) (از مراصد) (از مرآت البلدان ج ۱ ص ۲۹۳).
کلمات همقافیه با «بلومیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر