معنی بلوغت
6 بازدید
[ بُ غَ ] (از ع، اِ) رسیدن به حد مردی. رسیدن کودک. (از آنندراج ذیل بلوغ). بلوغ : هم بدین سبب است که کودک الثغ چون به حد بلوغت رسید، فصیح گردد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). چون به ریش آمد و بلوغت شد مردم آمیز و مهرجوی بود. سعدی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بلوغت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غت» برای سرودن شعر