معنی بلورینشاه
5 بازدید
[ بُ ] (اِخ) لقب پادشاه بلور [ ناحیتی از حدود ماوراءالنهر ] و چنین گویند که ما فرزند آفتابیم و تا آفتاب برنتابد از خواب برنخیزد. و گوید که فرزند نباید که پیش از پدر خیزد. (حدود العالم).
کلمات همقافیه با «بلورینشاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر