معنی بلندپرواز

معنی بلندپرواز

6 بازدید
[ بُ لَ پَ ] (ص مرکب) پرنده ای که در آسمان اوج گیرد. (فرهنگ فارسی معین): مرغی است دلم بلندپرواز اما ز قضاش دام روزی است.خاقانی. چه نیکبخت کسانی که اهل شیرازند که زیر بال همای بلندپروازند.سعدی. کجا به صید ملخ همتت فرود آید بدین صفت که تو باز بلندپروازی.سعدی. باز بلندپرواز ایزد متعال. (حبیب السیر چ تهران ج ۳ ج ۴ ص ۳۲۲). قَلَولی ََ؛ مرغ بلندپرواز. (منتهی الارب). || دورپرواز. که مدت طولانی تواند پرید. که قدرت پرواز طولانی دارد. || مایل به رفعت و عظمت. (ناظم الاطباء). آنکه آرزوی ترقی بسیار دارد. (فرهنگ فارسی معین). || لافزن. (ناظم الاطباء). خودستا. (فرهنگ فارسی معین).

کلمات هم‌قافیه با «بلندپرواز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «از» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید