معنی بلقینی
6 بازدید
[ بُ ] (اِخ) صالح بن عمربن رسلان، از قاضیان و عالمان حدیث در قرن نهم هجری. رجوع به صالح (ابن عمر....) در ردیف خود شود.[ بُ ] (اِخ) عمربن رسلان بن نصیربن صالح کنانی عسقلانی مکنی به ابوحفص و مشهور به سراج الدین. از عالمان حدیث در قرن هشتم بود. بسال ۷۲۴ هـ . ق. در بلقینه متولد شد و بسال ۷۶۹ هـ . ق. منصب قضاوت شام را یافت و در ۸۰۵ هـ . ق. در قاهره درگذشت. او راست : التدریب، تصحیح المنهاج، محاسن الاصطلاح و سایر تألیفات. (از الاعلام زرکلی ج ۴ ص ۲۰۵) (از التبیان و الضوءاللامع و شذرات الذهب).
کلمات همقافیه با «بلقینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر