معنی بلغ السیل زباه
6 بازدید
[ بَ لَ غَسْ سَ لُ زُ هُ ] (ع جملهٔ فعلی) سیل به بلندیهای زمین رسید، تمثل است. (امثال و حکم دهخدا). سیل پشته را فراگرفت. نظیر کارد به استخوان رسید. کار از کار گذشت : چه روی راه تردد قضی الامر فقم چه کنی نقش تخیل بلغ السیل زباه.انوری. موج خوناب گذشت از سرم و با غم تو می نیارم که بگویم بلغ السیل زباه. رفیع الدین لنبانی. آتش فرقت تو خشک و ترم پاک بسوخت صبر زین بیش ندارم بلغ السیل زباه. نجیب الدین جرفاذقانی. تو در میانه غوطه زن گردون ترا آواز ده لاتجهدن قد بلغ فی ارضک السیل زباه. ادیب.
کلمات همقافیه با «بلغ السیل زباه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر