معنی بلغاک
6 بازدید
[ بُ ] (اِ) شور و غوغای بسیار، چه بل به معنی بسیارست و غاک به معنی شور و غوغا. (از آنندراج) (از هفت قلزم). آشوب. فتنه. (فرهنگ فارسی معین). بلغاق. بولغاق. و رجوع به بُل شود: مرا چون زلف تو تشویش از آنست که چشمت در جهان افکند بلغاک. ابن یمین (از آنندراج). به گیتی گشت بلغاکی پدیدار که مردم در زمین دررفت چون مار. خسرو دهلوی (از آنندراج ذیل بل).
کلمات همقافیه با «بلغاک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر