معنی بلغاق
4 بازدید
[ بُ ] (اِ) معرب بلغاک، شور و غوغای بسیار، و بعضی این را مغولی دانسته اند. (از آنندراج) (از هفت قلزم). بولغاق. بلغاک. و رجوع به بلغاک شود.
کلمات همقافیه با «بلغاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر