معنی بلسام
8 بازدید
[ بِ ] (ع اِ) برسام. (منتهی الارب). برسام، که علت و مرض مشهوری است. (از ذیل اقرب الموارد از لسان). رجوع به برسام شود.
کلمات همقافیه با «بلسام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر