معنی بلس

معنی واژه بلس

3 بازدید
[ بَ / بِ ] (ع اِ) خاکستر قِلی ََ و پتاس. (از ذیل اقرب الموارد).
[ بَ لَ ] (اِ) پلت، که گیاهی است. (از فرهنگ فارسی معین). رجوع به پلت شود.
[ بَ لَ ] (ع ص) مرد بی خیر یا کسی که نزد او ناامیدی و بدی است. || (اِ) انجیر، و میوه ایست مانند انجیر. (منتهی الارب) (از ذیل اقرب الموارد از تاج). و آن در یمن بسیار باشد، و یک دانهٔ آن بلسه است. (از ذیل اقرب الموارد). انجیر، و گویند میوهٔ انجیر است چون رسیده شود. (از تذکرهٔ ضریر انطاکی). تین ابیض. (تحفهٔ حکیم مؤمن) (مخزن الادویه).
[ بَ لَ ] (اِخ) کوهی است سرخ رنگ در بلاد محارب بن خصفة. (از معجم البلدان) (از مراصد) (از منتهی الارب).
[ بَ لِ ] (ع ص) ناامید خاموش بر آنچه در دل دارد. (منتهی الارب). کسی که نسبت به آنچه در دل دارد سکوت کند. (از اقرب الموارد). مُبلس. و رجوع به مبلس شود.
[ بِ لِ ] (اِ) بدس، که وجب باشد که آن را به تازی شِبر گویند. (لغت محلی شوشتر خطی).
[ بُ لُ ] (ع اِ) عدس، که آن را به فارسی نرسک گویند. (منتهی الارب). غله ایست که در آشها کنند و به عدس مشهور است. (آنندراج). غله ایست که از آن هریسه پزند و در آشها نیز کنند و به عربی عدس خوانند. (برهان). عدس خوردنی و مأکول، واحد آن بلسة است. (از ذیل اقرب الموارد از لسان). عدس. (الفاظ الادویة) (تذکرهٔ ضریر انطاکی). بلسن. و رجوع به بلسن شود.
[ بُ لُ ] (ع اِ) جِ بَلاس. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). و در دعای مردم است که گویند أرانیک اللََّه علی البلس؛ و آن غراره ها باشد از پلاس آکنده از کاه، کسی را که عقوبت کنند بر آن اشتهار کنند و ندا فرمایند. (منتهی الارب). رجوع به بلاس شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید