معنی بلد داشتن
6 بازدید
[ بَ لَ تَ ] (مص مرکب) رهبر داشتن. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به بلد شود.
کلمات همقافیه با «بلد داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر