معنی واژه بلدان
3 بازدید
[ بَ لَ ] (ع اِ) تثنیهٔ بلد درحال رفع. دو بلد. دو شهر. رجوع به بلد شود. || (اِخ) بصره و کوفه. (اقرب الموارد).[ بُ ] (ع اِ) جِ بَلد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). شهرها. (آنندراج) (غیاث). رجوع به بلد شود: پسر گفت ای پدر فواید سفر بسیار است از نزهت خاطر... و تفرج بلدان و مجاورت فلان. (گلستان). رعیت بلدان از مکاید ایشان مرهوب. (گلستان).