معنی واژه بلحتة
3 بازدید
[ بِ حِ تَ ] (ع اِ) نباتی است که بر زمین منبسط می باشد و مانند دایرهٔ مستدیر، و غرغرهٔ آن بجهت اخراج زلویی که در حلق مانده باشد نافع. (منتهی الارب). به لغت مغربی گیاهی است که بر روی زمین منبسط می شود. و شاخه های او باریک و سرخ و بهم پیچیده شبیه به پیچیدن کرمها به یکدیگر، و بر روی زمین مثل دایرهٔ مستدیر می باشد. و گلش سرخ و سفید است، و خوردن او در طب مستعمل نیست. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). و رجوع به بلخته شود.