معنی واژه بلحة
3 بازدید
[ بَ حَ ] (ع اِ) اِست و دبر، و به جیم معجم افصح است. (از ذیل اقرب الموارد از لسان). و رجوع به بلجه شود.[ بَ لَ حَ ] (ع اِ) واحد بَلَح، یعنی یک غورهٔ خرما. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، بَلَحات. (ناظم الاطباء). رجوع به بَلَح شود.