معنی بلبلی کردن
5 بازدید
[ بُ بُ کَ دَ ] (مص مرکب) شیرین زبانی کردن. (فرهنگ فارسی معین). پرحرفی کردن و حرفهای بیهوده و نامناسب زدن. (فرهنگ لغات عامیانه).
کلمات همقافیه با «بلبلی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر