معنی بلبلمزاجی
6 بازدید
[ بُ بُ مِ ] (حامص مرکب) با طبعی چون بلبل. آشفته و بی قرار و غیر پای بند. مانند بلبل بودن. حالت بلبل داشتن : بدین بلبل مزاجی دارم آن غیرت که گر روزی گل از بالم دمد لخت دل از منقار نگذارم. طالب آملی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بلبلمزاجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر