معنی بلبلمزاج
4 بازدید
[ بُ بُ مِ ] (ص مرکب) مانند بلبل. بلبل طبع. بلبل حالت. (فرهنگ فارسی معین). با طبعی. آشفته. با طبعی متغیر. که بر چیزی قرار ندارد. و رجوع به بلبل مزاجی شود.
کلمات همقافیه با «بلبلمزاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر