معنی بلا دیدن

معنی بلا دیدن

6 بازدید
[ بَ دی دَ ] (مص مرکب) رنج دیدن. (فرهنگ فارسی معین). آزار دیدن. دچار اذیت و آزار شدن : گفت این آزادمرد در هوای ما بسیار بلاها دیده است. (تاریخ بیهقی ص ۲۸۵). این عبدا... صاحب برید بود... و بسیار بلا دید. (تاریخ بیهقی). هم از زهر من کس گزندی نبیند من از زخم کس هم بلایی نبینم.خاقانی. زبس بلا که بدیدم چنان شدم به مثل که گر سعادت بینم گمان برم که بلاست. مسعودسعد. ضرورتست بلا دیدن و جفا بردن ز دست آنکه ندارد به حسن همتایی.سعدی. صبر قفا خورد و به راهی گریخت عقل بلا دید و به کنجی نشست.سعدی. || به مصیبت دچار شدن. (فرهنگ فارسی معین).

کلمات هم‌قافیه با «بلا دیدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید