معنی بقعان
6 بازدید
[ بُ ] (ع اِ) غلامان زنگی و خدمتکاران. (ناظم الاطباء). بندگان. (از اقرب الموارد). - بقعان الشام؛ خادمان و بندگان اهل شام بجهت سپیدی و سرخی آنها و یا برای آنکه از روم و از حبش اند. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد). بقعان اهل شام. خادمان اهل شام. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «بقعان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر