معنی بقصد
5 بازدید
[ بِ قَ ] (ق مرکب) عمداً. بعمد. عمداً. تعمداً. قهراً. باقصد. قصداً. باعزم. با ارادهٔ خود و بالاراده. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بقصد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صد» برای سرودن شعر