معنی بقا یافتن
9 بازدید
[ بَ تَ ] (مص مرکب) به یافتن. افلاح. (زوزنی): گر خردمند بقا یافتی از سفله جهان همه عیبش هنرستی سوی دانا ببقاش. ناصرخسرو. فانی نشود هرچه کان بقا یافت زیرا که بقا علت فنا نیست. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «بقا یافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر