معنی بقاء
9 بازدید
[ بَ ] (ع مص) زیستن و ماندن در جهان. ضد فنا. (منتهی الارب) (آنندراج). بَقَیً، بَقی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء):
کلمات همقافیه با «بقاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر