معنی بفنج
6 بازدید
[ بَ نَ ] (اِ) نوعی از مار است و ماری را نیز گویند که گزند او بمردم نرسد. (برهان) (از ناظم الاطباء) (انجمن آرا) (آنندراج). ماری که در باغها باشد و گزند نرساند. (سروری): دعا و مدح او را ورد خود ساز که افعی تو باشد کم ز بفنج. شمس فخری (از سروری).
کلمات همقافیه با «بفنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر