معنی بفم
5 بازدید
[ بَ / بَ فَ ] (اِ) اندوه و دلگیری. (برهان) (ناظم الاطباء). دلتنگ که فرم نیز گویند. (رشیدی) (شعوری ج ۱ ورق ۲۰۶). اندوه و دلتنگی. (از آنندراج). || (ص) اندوهگین و دلتنگ و فرومانده را گویند. (برهان) (ناظم الاطباء). دلتنگ و فرومانده باشد. (سروری). فرومانده را نیز گویند. (آنندراج). دلتنگ و فرومانده. (فرهنگ نظام).
کلمات همقافیه با «بفم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فم» برای سرودن شعر