معنی بفش
5 بازدید
[ بَ ] (اِ) عظمت و شکوه و کر و فر باشد. (برهان) (فرهنگ نظام). مأخوذ از هندی، عظمت و شکوه و کر و فر. (ناظم الاطباء). اوش و بوش یعنی کر و فر و عظمت. (رشیدی). شکوه و عظمت و کر و فر باشد و آنرا بوش نیز گویند. (جهانگیری) (انجمن آرا) (آنندراج): باد و بفشی برای حرمت فرع با عوام و بهانه شان بر شرع. سنایی [ در صفت علمای ظاهر ]. (از جهانگیری) (انجمن آرا) (آنندراج) (فرهنگ نظام). بدین باد و بفش سر و ریش گویی سنایی نیم بوعلی سیمجورم. سنایی (از انجمن آرا) (آنندراج). رجوع به بوش شود.
کلمات همقافیه با «بفش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فش» برای سرودن شعر