معنی بفریاد رسیدن
5 بازدید
[ بِ فَ رْ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب) بداد رسیدن. (آنندراج). امداد. (منتهی الارب). افزاع : عاشق بداد خویش ز بیداد خود رسید از زندگی گذشت و بفریاد خود رسید. طاهر وحید (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بفریاد رسیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر