معنی بغلنقاز
6 بازدید
[ بَ نَ ] (ترکی، اِ) بقلنقار. پرنده ای است ابلق پای و گردنی دراز و منقاری پهن دارد و گوشت او حلال است. (از برهان) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج). جانوری است بزرگ و فربه که گوشت او بغایت لطیف میشود. (مؤید الفضلاء).
کلمات همقافیه با «بغلنقاز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر