معنی بغام
5 بازدید
[ بُ ] (ع اِ صوت) بُغوم. بانگ آهو و شتر و گاو دشتی. (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بانک آهوان و گوساله. (مهذب الاسماء). صوت آهو. (اقرب الموارد).[ بُ ] (ع مص) بانگ کردن آهو بسوی بچه بنرمترین آواز. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || بانگ کردن آهو و اشتر و گاو دشتی. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). بانگ کردن گاو دشتی و گوزن و بز کوهی. (آنندراج) (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). || قطع کردن ناقه حنین را و دراز ننمودن آن. || گشاده نگفتن سخن را با صاحب خود. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). گشاده نگفتن سخن. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «بغام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر