معنی بغال
6 بازدید
[ بِ ] (ع اِ) جِ بَغل، بَغلَة. استران. (ترجمان علامه جرجانی ص ۲۷) (از اقرب الموارد) (آنندراج). جِ بَغل. (ناظم الاطباء): مراکب راهوار و بغال و جمال بسیار. (جهانگشای جوینی). و رجوع به بغل و بغلة شود.[ بَ غ غ ] (ع اِ) استربان. (منتهی الارب)... قاطرچی. (ناظم الاطباء). استروان. ج، بغالون. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «بغال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر