معنی بعوضة
5 بازدید
[ بَ ضَ ] (ع اِ) پشه. ج، بُعوض. (منتهی الارب) (آنندراج) (زمخشری) (از مؤید الفضلاء) (ناظم الاطباء). نوعی از پشه. (ترجمان علامه جرجانی ص ۲۷). پشهٔ خاکی است که بعربی بق الصغیر نامند. (فهرست مخزن الادویه). رجوع به پشه شود.[ بَ ضَ ] (اِخ) آبی است مر بنی اسد را. (منتهی الارب) (آنندراج). و رجوع به بیان و التبیین ج ۱ ص ۲۴۷ شود.
کلمات همقافیه با «بعوضة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضة» برای سرودن شعر