معنی بعوض
6 بازدید
[ بِ عِ / عَ وَ ] (ق مرکب) بجای و بدل و بپاداش. (ناظم الاطباء).[ بَ ] (ع اِ) حیوانی است بر صورت فیل گزنده یکی آن بَعوضَة و در بصایر آمده است کلمهٔ بعوض از بعض گرفته شده است بسبب کوچکی جسم آن نسبت بدیگر حیوانات. (از اقرب الموارد). پشه. (غیاث) (منتهی الارب) (مهذب الاسماء) (آنندراج). پشه خاکی است که بعربی بق الصغیر نامند. (فهرست مخزن الادویه). || کلفنی مخ البعوض؛ تکلیف داد مرا بمحال. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). و رجوع به پشه شود.
کلمات همقافیه با «بعوض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وض» برای سرودن شعر