معنی بضک
7 بازدید
[ بَ ] (ع مص) بریدن چیزی را: لایبضک اللََّه یده؛ نبرد خدای دست او را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بضک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضک» برای سرودن شعر