معنی بصیری عجمی
6 بازدید
[ بَ یِ عَ جَ ] (اِخ) شاعر مشهوری است و جامع فضیلت علم و قناعت است چه از دنیا بکفافی قناعت کرده و گرد خانهٔ ارباب دنیا نمیگردد و بجهت دونان بنده دونان نمیشود. شعر خوب میگوید و از اوست : در کوی می فروشان هر رند پادشاهی وزباده هر پیاله جام جهان نمایی. (از مجالس النفایس ص ۳۸۱ و ۳۸۲).
کلمات همقافیه با «بصیری عجمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر