معنی بصبصة
5 بازدید
[ بَ بَ صَ ] (ع مص) بصبص. دم جنبانیدن سگ و چاپلوسی کردن آن. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). دم جنبانیدن سگ و آهو و شتر. (از اقرب الموارد). دنبال جنبانیدن. (تاج المصادر بیهقی). دم جنبانیدن سگ. (دزی ج ۱ ص ۹۱). || تملق. تبصبص. || چشم باز کردن سگ بچهٔ نوزاد. (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بگوشهٔ چشم نگریستن. زیر چشمی نگاه کردن. (دزی ج ۱ ص ۹۱). || چشمک زدن به کسی. به او اشاره کردن. علامت دادن. (دزی ج ۱ ص ۹۱). || شتافتن شتران. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || برآوردن زمین آنچه را که اول برمی آورد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «بصبصة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صة» برای سرودن شعر