معنی بشیرآغا

معنی بشیرآغا

5 بازدید
[ بَ ] (اِخ) (کوچک) در دورهٔ سلطنت سلطان محمودخان چندی آغای (رئیس) دارالسعاده و صاحب اقتدار و نفوذ بود و بعلت تحقیر برخی از علما بفرمان شاه بسال ۱۱۶۵ هـ . ق. با سقوط از قلهٔ قیر، هلاکش ساختند. وی خیرات و مبراتی از خود بجای گذاشته است. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۲).
[ بَ ] (اِخ) حاجی. در زمان سلطنت سلطان احمدخان ثالث و سلطان محمودخان اول سی سال تمام آغای (رئیس) دارالسعاده بود و نفوذ فوق العاده پیدا کرد و تا آخر سلطنت سلطان احمدخان در این مقام بماند و بسال ۱۱۵۹ هـ . ق. در سن ۹۶ درگذشت. وی آثاری از قبیل جامع و کتابخانه و قنات با موقوفات بجای گذاشته است. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۲). و رجوع به لغات تاریخیه و جغرافیهٔ ترکی ج ۲ شود.
[ بَ ] (اِخ) وی در زمان سلطنت مصطفی خان ثالث بسال ۱۱۷۱ هـ . ق. آغای (رئیس) دارالسعاده بود. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۲).

کلمات هم‌قافیه با «بشیرآغا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «غا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید