معنی بشیرآباد
6 بازدید
[ بَ ] (اِخ) از دیه های فراهان است. (تاریخ قم ص ۱۱۹، ۱۴۱)[ بَ ] (اِخ) دهی از دهستان میان جام بخش تربت جام شهرستان مشهد. سکنهٔ آن ۲۵۷تن. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات، پنبه. شغل اهالی زراعت، مالداری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «بشیرآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر